![]() |
![]() |
|
| دل ما زندونی نیست چند روزی مهمون تنه .. .. این روزا فرصت خوبی واسه عاشق شدنه |
|
قهر نگه دگر به سوی من چه می کنی چو در بر رقیب من نشسته ای به حیرتم که بعد از آن فریب ها تو هم پی فریب من نشسته ای به چشم خویش دیدم آن شب ای خدا که جام خود به جام دیگری زدی چو فال حافظ آن میانه باز شد تو فال خود به نام دیگری زدی برو..برو..به سوی او،مرا چه غم تو آفتابی...او زمین...من آسمان بر او بتاب زان که من نشسته ام به ناز روی شانه ی ستارگان بر او بتاب زآنکه گریه می کند در این میانه قلب من برای او کمال عشق باشد این گذشتها دل تو مال من،تن تو مال او تو که مرا به پرده ها کشیده ای چگونه ره نبرده ای به راز من؟؟ گذشتم از تن تو زآنکه در جهان تنی نبود مقصد نیاز من اگر به سویت این چنین دویده ام به عشق عاشقم نه بر وصال تو به ظلمت شبان بی فروغ من خیال عشق خوشتر از خیال تو کنون که در کنار او نشسته ای تو و شراب و دولت وصال او گذشته رفت و آن فسانه کهنه شد تن تو ماند و عشق بی زوال او! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1 اسفند1384ساعت 1 PM توسط الهه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام من الهه 22 سالمه و به اتفاق داداشم سینا جان که 20 سالشه تو این وبلاگ مطلب مینویسیم.
|
| پیوندهای روزانه |
|
نازنین یار یلدا جان آقا آرشیا مریم جان آقا مسعود آقا نمو با یاد اووو نازنین تنهای تنها ریکا خانم حرفهای نگفتنی آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1387 آذر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 |
| نویسندگان |
|
الهه سینا |
|
RSS
|
تا آخرین نفس برای تو